الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

40

الغدير ( فارسي )

از ابى اسحق از سعيد بن وهب كه گفت : على عليه السّلام در رحبه فرمود به خدا سوگند مىدهم كه شنيده است از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه در روز غدير خم فرمود : خداوند ولى من است و من ولى مؤمنين هستم و هر كس كه من ولى اويم ، اين على ولى او است خدايا دوست بدار كسى را كه او را دوست دارد و دشمن دار كسى را كه او را دشمن دارد و يارى كن كسى را كه او را يارى كند ؟ سعيد گفت : از پهلوى من شش تن برخاستند ، و حارثة بن نصر گفت ، شش تن برخاستند ، و زيد بن يثيع گفت : شش تن در نزد من برخاستند ، و عمرو ذى مرّ اين جمله را ( اضافه بر آنچه از دعاى پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فوقا ذكر شد ) بيان نمود : احب من احبه و ابغض من ابغضه . ابن ابى الحديد در جلد 1 شرح « نهج البلاغه » صفحه 209 گويد : عثمان بن سعيد از شريك بن عبد اللَّه - قاضى ( متوفاى 177 ) روايت نموده كه گفت : چون بعلى عليه السّلام رسيد كه مردم او را در خصوص ادعايش راجع بمقدم داشتن و برترى دادن پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله او را به ديگران متهم داشته و بيانات او را خلاف واقع مىپندارند فرمود آنهائى را كه ( از صحابه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ) باقى مانده‌اند و گفتار رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله را در روز غدير شنيده‌اند ، به خدا سوگند مىدهم كه برخيزند و به آنچه شنيده‌اند گواهى دهند در نتيجه شش تن از اصحاب رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از طرف راست آن جناب و شش تن از طرف چپ آنحضرت كه آنها نيز از صحابه بودند به پا خاستند و شهادت دادند كه خود از پيغمبر شنيدند كه در آن روز در حالى كه دستهاى على عليه السّلام را بلند كرده بود فرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و انصر من نصره ، و اخذل من خذله ، و احب من احبه ، و ابغض من ابغضه . و برهان الدين حلبى در جلد 3 « سيرة الحلبيّه » ص 302 گويد : بتحقيق پيوسته كه على كرم اللَّه وجهه در حال خطبه به پا خاست ، و پس از حمد و ثناى خداوند فرمود : آنان را كه روز غدير خم را درك نموده‌اند به خدا قسم مىدهم كه برخيزند ، آنها كه بگويند : آگاهى يافتم - يا - به من چنين رسيده ، برنخيزند ، تنها كسانى كه دو